الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

464

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

[ 1 / 297 ] كلينى با سند خود به محمد بن سنان روايت كرده است كه وى گفت : « از امام رضا عليه السلام دربارهء اسم پرسيدم كه چيست ؟ حضرت فرمود : " صفتى است براى موصوف . " » « 1 » صدوق نيز آن را با همين سند روايت كرده است . « 2 » راوى از امام عليه السلام دربارهء اسامى خداى تعالى و ميزان پيوند آنها با ذات مقدس او - كه از همراهى اوصاف ، برتر است - پرسيده است . امام نيز به او پاسخ داده كه اين اسامى ، صِرف نشانه‌ها و دلايلى بر ذات موصوف است ؛ ذاتى كه از مشابهت با ديگر آفريدگان منزّه مىباشد . گفت‌وگوى هشام بن حكم با امام صادق عليه السلام نيز به همين معنا اشاره دارد : [ 1 / 298 ] كلينى از استاد خود ، على بن ابراهيم قمى از پدرش از نضر بن سويد از هشام بن حكم روايت كرده است كه او از امام صادق عليه السلام دربارهء اسامى خدا و اشتقاق آنها پرسيد ؛ از جمله اين كه « اللَّه » از چه چيزى مشتق شده است ؟ حضرت فرمود : « اى هشام ، اللَّه از " إله " اشتقاق يافته و إله ، مألوهى را اقتضا مىكند . اسم غير از مسمّى مىباشد . هر كس اسم را بدون معنا بپرستد ، همانا كافر شده و چيزى را نپرستيده است . هر كس اسم و معنا را بپرستد ، شرك ورزيده و دو چيز را پرستيده است . « 3 » هر كس معنا ، بدون اسم را بپرستد ، اين همان توحيد است . آيا فهميدى اى هشام ؟ » هشام به امام گفت : « بر من بيفزاييد . » حضرت فرمود : « همانا خداوند 99 اسم دارد . اگر اسم همان مسمّى باشد ، هر يك از اين اسم‌ها ، معبودى بود . خداوند ، معنايى است كه با اين نام‌ها ، بر او دلالت مىشود و همهء اينها ، غير اويند . اى هشام ، نان ، اسمى است براى خوردنى و آب ، اسمى براى نوشيدنى و لباس ، اسمى براى پوشيدنى و آتش ، اسمى براى سوختنى . اى هشام ، آيا به گونه‌اى فهميدى كه بتوانى با دشمنان ما و آنان كه همراه خداى عزوجل ، غير او را نيز پذيرفتند ، مقابله كنى و بر

--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 113 . ( 2 ) . العيون ، ج 1 ، ص 118 ؛ التوحيد ، ص 192 . ( 3 ) . عبارت ياد شده ، مطابق با روايت صدوق از كلينى است . ( بنگريد به : التوحيد ، ص 221 ) .